تبلیغات
رسانه - ملا را پرسیدند ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا را پرسیدند ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

نویسنده : رشت کت پنجشنبه 14 مهر 1390 11:15 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: داستان کوتاه ،






 

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنید...
مرد را به عقلش نه به ثروتش . زن را به وفایش نه به جمالش . دوست را به محبتش
نه به کلامش . عاشق را به صبرش نه به ادعایش . مال را به برکتش نه به مقدارش .
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش . اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش . غذا
را به کیفیتش نه به کمیتش . درس را به استادش نه به سختیش . دانشمند را به علمش
نه به مدرکش . مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش . نویسنده را به باورهایش نه
به تعداد کتابهایش . شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش . دل را به پاکیش نه به
صاحبش . جسم را به سلامتش نه به لاغریش . سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش


آخرین ویرایش: - -

سه شنبه 24 مرداد 1396 12:07 ب.ظ
Hello! I know this is kind of off topic but I was wondering
which blog platform are you using for this website?
I'm getting fed up of Wordpress because I've had issues with hackers and I'm looking at options for another platform.
I would be fantastic if you could point me in the
direction of a good platform.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر